رفتن به بالا
  • سه شنبه - 7 دی 1395 - 21:21
  • کد خبر : ۱۴۱۳
  • مشاهده :  349 بازدید
  • چاپ خبر : آنهایی که آب‌ربایی در زاینده‌رود را نمی بینند حق ندارند از کاشت برنج در نورآباد‌ انتقاد کنند / رادیو ممسنی + عنوان

آنهایی که آب‌ربایی در زاینده‌رود را نمی بینند حق ندارند از کاشت برنج در نورآباد‌ انتقاد کنند / رادیو ممسنی + عنوان

رادیو ممسنی: محمد درویش مدیر کل دفتر مشارکت‌های مردمی سازمان محیط زیست: مورد خطاب آنچه می‌خوانید، آن گروه از هموطنان ماست که خود را کنشگر محیط‌زیستی و فعال در یک سازمان مردم‌نهاد یا سمن می‌دانند. مفهوم طرح انتقال آب بین‌حوضه‌ای، آشکارا با نخستین آموزه یک دوستدار یا فعال محیط زیستی تناقض دارد. اجرای چنین طرح‌هایی- […]

رادیو ممسنی:

محمد درویش مدیر کل دفتر مشارکت‌های مردمی سازمان محیط زیست: مورد خطاب آنچه می‌خوانید، آن گروه از هموطنان ماست که خود را کنشگر محیط‌زیستی و فعال در یک سازمان مردم‌نهاد یا سمن می‌دانند. مفهوم طرح انتقال آب بین‌حوضه‌ای، آشکارا با نخستین آموزه یک دوستدار یا فعال محیط زیستی تناقض دارد. اجرای چنین طرح‌هایی- از جمله بارورسازی ابرها- به منزله کاهش کارایی و افزایش ناپایداری بوم‌شناختی یا اکولوژیک حوضه مبدأ یا بخشی دیگر از بوم‌سازگان (اکوسیستم) است؛ رخدادی که منجر به برهم خوردن نظام آب‌شناختی یا هیدرولوژیک حوضه آبخیز یا منطقه شده و درنهایت، تنشی را به همراه می‌آورد که در میان‌مدت و درازمدت کیفیت زندگی همه زیستمندان ساکن در هر دو حوضه را متأثر کرده و منجر به افزایش ناپایداری یا بارگذاری‌های خلاف ظرفیت زیستی می‌شود.

این، یک اصل خدشه‌ناپذیر و منشور غیرقابل‌معامله هر فردی است که ادعای محیط زیستی‌بودن دارد. به دیگر سخن، نمی‌شود فردی که در جمعیت مبارزه با استعمال دخانیات مشغول فعالیت است، عکس پروفایلش، چهره فکورانه او در هاله‌ای از دود سیگار باشد.

متأسفم که مجبورم چنین واقعیت‌هایی را که علی‌القاعده باید چون روز روشن و آشکار باشد، دوباره شرح دهم اما این روزها با عملکرد و بیانیه‌های شگفت‌آور و تأسف‌باری از سوی برخی به اصطلاح سمن‌ها یا دوستداران محیط‌زیست و آب و منابع طبیعی در اصفهان، چهارمحال‌وبختیاری، یزد، سمنان، ارومیه، کرمان، هرمزگان، کهگیلویه‌وبویراحمد، خوزستان، قم، تهران، قزوین، خراسان و فارس روبه‌رو شدم که شدیدا ناامیدکننده و عمیقا غم انگیز بود.

‌ای آنهایی که برای منافع شخصی یا قبیله‌ای یا استانی خود پا روی اصول خدشه‌ناپذیر اخلاق محیط زیستی نهاده و خواهان اجرای طرح‌های انتقال آب بین‌حوضه‌ای چون بهشت‌آباد، بیرگان، بن‌بروجن، تونل چغاخور، چشمه‌های قطری، تونل زاب، تونل گلاب و… هستید، بدانید که شما یک محیط زیستی واقعی نیستید. شما می‌توانید در قالب یک حزب‌سیاسی، تشکل صنفی یا جمعیت دوستداران اصفهان، اهواز، شهرکرد، یزد، قم و… به فعالیت خود ادامه دهید اما لطفا نام مقدس یک کنشگر محیط‌زیستی را که برایش مصلحت درازمدت و پایدار کره زمین مطرح است، با چنین تظاهرات و شوهای پوپولیستی طبیعت‌ستیزانه و غیراخلاقی آلوده نکنید و اجازه دهید آن اندک کنشگر واقعی محیط زیستی که در دفاع از آرمان‌هایشان، تحت شدیدترین فشارهای خاص تا نوک‌بینی‌بین قرار دارند، با احترام و وجدانی آسوده سر بر بالین نهاده و به فکر تغییر نام و مرامشان نیفتند!

این آخرین هشدار به تشکل‌هایی است که به بهانه محیط‌زیست فعالیت می‌کنند اما در عمل مواهب طبیعی سرزمینشان را به نانی می‌فروشند و حاضر هستند، به قیمت افزایش تنش‌های منطقه‌ای و فشارهای بوم‌شناختی، روزگار صرفا خودشان بهتر شود. نخستین آرمانِ همه ما باید احترام به قوانین طبیعت و مطالبه از حاکمیت برای تغییر چیدمان توسعه برمبنای موازین علمی و اخلاقی بوم‌شناختی باشد. ما باید بر غلبه تفکر سازه‌ای در مدیریت آب که عده‌ای سوداگر نانشان در تداوم آن است، پایان دهیم. ما باید هشدار دهیم که اگر همه برای مهار ۳۵ میلیون تن غذایی که در سال هدر می‌رود، هم‌قسم شویم، آنگاه دست‌کم با حدود ۲۷ میلیارد مترمکعب آب مازاد روبه‌رو خواهیم شد که بیش از سه برابر نیاز آب آشامیدنی۸۰ میلیون ایرانی است. راهکار ما برای مقابله با کم‌آبی، تقویت سامانه‌های بازچرخانی آب تا ۱۸ بار، احیای شگرد کاریز، حمایت از آبخیزداری و آبخوان‌داری خردمندانه، مطالبه پژوهش‌های دقیق برای شناسایی آب‌های تجدیدپذیر ژرف- و نه فسیلی – کاهش ضایعات بخش کشاورزی در سطح پنج درصد با تقویت روش‌های بسته‌بندی، حمل‌و‌نقل، دپو و ایجاد سردخانه‌های کافی، رفتن به سمت روش‌های بی‌خاک‌ورزی و کشت گلخانه‌ای در کشاورزی، استحصال انرژی‌های ‌نو به جای تأمین انرژی از نیروگاه‌های حرارتی، برقابی و زغال‌سنگی، کاهش استفاده از پلاستیک، کاهش استفاده از پروتئین حیوانی در سبد غذایی، مرمت شبکه فرسوده لوله‌کشی شهری، ارتقای راندمان آبیاری، تقویت کسب‌و‌کارهای سبز همچون رونق بومگردی مسئولانه، بازرگانی و گردشگری تاریخی- ‌فرهنگی و به‌روزکردن سامانه صنایع پرمصرف چون فولاد، سیمان، سفال، کاشی، لاستیک و معدن است.

چگونه سمندها را از سمن‌ها بازشناسانیم
یک محیط‌زیستی واقعی، به مُسکن فکر نمی‌کند؛ گاه شجاعانه باید کارد جراحی به‌دست گرفته شود تا خونی بیشتر از طبیعت وطنی که دوستش داریم و نسل آینده زیستمندان وطن بر زمین ریخته نشود.

اصفهان، یزد، کرمان، چهارمحال‌و‌بختیاری، خوزستان، هرمزگان، ارومیه، سمنان، مرکزی، خراسان، همدان، زنجان، قزوین، قم، تهران و… به طرح انتقال‌آب و سدهای بیشتر نیاز ندارند، به تفکر، مرام و انسان‌های فرزانه و شجاعی نیاز دارند که از خود شروع کرده و به‌جای زدن حرف‌های قشنگ، اقدام‌هایی عملی و اثربخش انجام دهند؛ کسی که فریاد آلودگی‌ هوا و بحران‌ ترافیک سر می‌دهد، خود نباید تک‌سرنشین براند و فریادش، هنگامی مؤثر خواهد بود که مردم او را در حال استفاده از وسایل‌نقلیه‌عمومی، پیاده یا با دوچرخه ببینند و کسی که از خشکی گاوخونی، ارومیه، جازموریان، بختگان، پریشان، چغاخور، هورالعظیم و… دم می‌زند و ناله و فغان سر می‌دهد، نباید بر طبل کشاورزی و صنعت ناپایدار کوبیده و از غلبه تفکر سازه‌ای در مدیریت آب، از افزایش ‌سد و حفر ‌چاه و طرح‌های انتقال آبِ بیشتر دفاع کند. آنهایی که آب‌ربایی تأسف‌بار در بالادست زاینده‌رود به بهانه توسعه باغ‌های بادام یا تداوم برنجکاری در لردگان را نمی‌بینند، حق ندارند به کاشت برنج در لنجان و کامفیروز و نورآبادممسنی انتقاد کنند! و آنهایی که مدام مردم شهرهای استان‌های یزد و چهارمحال‌وبختیاری را مسبب مشکلات زاینده‌رود معرفی می‌کنند، بهتر است سری به درگاه اینترنتی سازمان جهادکشاورزی استان اصفهان زده و ببینند میزان استخراج سالانه از سفره‌های آب زیرزمینی چه رقم هولناکی است! مشکلات اصفهان و یزد از زمانی شروع شد که با مُسکنی به نام انتقال آب، دل‌ خوش کرده و بی‌محابای فرداها به گسترش صنعت و کشاورزی ناپایدار و مهاجرپذیری خود ادامه دادند و آنگاه با درد بیشتر، خواهان مرفین بیشتر- بخوان بهشت آباد، گلاب و… -شدند! غافل از اینکه، ریشه درد جای دیگری است و یک کنشگر محیط‌زیست باید به ریشه‌ها بزند و نه به دستبوسی ‌افراد پوپولیست بپردازد که کار یک سمند است و نه سمن!

پایان گزارش / منبع: وقایع اتفاقیه

    آنهایی که آب‌ربایی تأسف‌بار در بالادست زاینده‌رود به بهانه توسعه باغ‌های بادام یا تداوم برنجکاری در لردگان را نمی‌بینند، حق ندارند به کاشت برنج در لنجان و کامفیروز و نورآبادممسنی انتقاد کنند!

    منبع: نورآنلاین

    اخبار مرتبط


    ارسال دیدگاه