رفتن به بالا
  • سه شنبه - 9 آذر 1395 - 01:11
  • کد خبر : ۱۴۷
  • مشاهده :  81 بازدید
  • چاپ خبر : آیا جوان نورابادی فقدان ثبات رسانه ای صنعت و معدن را پایان میدهد؟ / رادیو ممسنی + عنوان

آیا جوان نورابادی فقدان ثبات رسانه ای صنعت و معدن را پایان میدهد؟ / رادیو ممسنی + عنوان

رادیو ممسنی: “خبر نورآباد“ – سرویس اجتماعی:از همان ابتدای آغاز به کار دولت و با انتصاب های غیر منتظره و سپس رویکردهای رسانه ای فشل و بدور از نوآوری و خلاقیت، زنگ خطر برای دولت در حوزه رسانه به صدا درآمد اما گویا قرار نیست علیرغم همه انتقادات و گلایه های اهالی این حوزه تغییر […]

رادیو ممسنی:

“خبر نورآباد سرویس اجتماعی:از همان ابتدای آغاز به کار دولت و با انتصاب های غیر منتظره و سپس رویکردهای رسانه ای فشل و بدور از نوآوری و خلاقیت، زنگ خطر برای دولت در حوزه رسانه به صدا درآمد اما گویا قرار نیست علیرغم همه انتقادات و گلایه های اهالی این حوزه تغییر و تحول محسوس و قابل توجهی در این زمینه در دولت تدبیر و امید رقم بخورد؛ از وضعیت نابهنجار حوزه اطلاع رسانی دولت که بگذریم در وزارت صنعت دیگر شاهکارها تکمیل شده و اوضاع در حوزه رسانه و مدیران عالی آن تماشایی است!

به گزارش خرداد؛ پیش از آنکه به اصل موضوع بپردازیم برای اینکه به چرایی اینگونه رویکردهای رسانه ای محمدرضا نعمت زاده وزیر صنعت و معدن و تجارت اشراف یابید نقل دو خاطره دور از لطف نیست!.

اول- چند روز تا برگزاری انتخابات ۲۲ خرداد ماه سال ۹۲ وقت باقیمانده و همه اضلاع و اجزای ستاد روحانی در پی آن هستند که در فرصت باقیمانده برای نامزد متبوع خود سنگ تمام گذاشته و راه را برای رسیدن او به سمت ریاست جمهوری هموار کنند. روحانی از زمره نامزدهایی است که رسانه مختص به خود ندارد، پس بار معرفی او به افکار عمومی بر عهده رسانه های مستقل و اصلاح طلب است. در همین راستا یکی از مجلات خوشنام و پر تیراژ اصلاح طلب ویژه نامه پر و پیمانی تدارک دیده و اقدام به توزیع و پخش آن در سطح وسیع می کند.

مدیر شناخته شده این رسانه حق الزحمه ای برای اعضای هیئت تحریریه طلب نمی کند اما توزیع فوق العاده و چاپ پر تیراژ پخش هزینه هایی دارد که دیگر او نباید بپردازد، طبق توافق با مسئولین فرهنگی ستاد مبلغی برای پرداخت این هزینه ها در نظر گرفته می شود، حال نوبت رئیس ستاد انتخاباتی است که این هزینه متعارف و کاملا بدیهی را مهر تایید زده و دستور پرداخت دهد اما محمدرضا نعمت زاده در پاسخ به درخواست دریافت مبلغ می گوید ما از اول قرار بوده تا سقف ۵ میلیون تومان پرداخت در حوزه رسانه داشته باشیم و این مبلغ را نمی توانیم پرداخت کنیم!

چهره آن مدیر خوشنام رسانه ای پس از این جواب دیدنی بود! گویی او باید هزینه توزیع و چاپ ویژه نامه انتخاباتی روحانی را از جیب بدهد! گویی برای نعمت زاده از اساس ویژه نامه انتخاباتی، جایگاه رسانه، اموری همچون چاپ و توزیع تعریف شده نیست! او فقط می داند که بیش تر از ۵ میلیون سقف پرداختی ندارد….

دوم- چند ماه از انتخابات گذشته و وزرای دولت مشغول به کار شده اند، با یکی از یاران نزدیک به حسن روحانی که اکنون سمت وزارت را نیز عهده دار است جلسه ای داریم و سخن از رویکردهای رسانه ای ضعیف دولت است، به هجمه ها علیه نعمت زاده و وزارت صنعت هم اشاره ای می رود و سخن از آن است که چرا این وزارتخانه حساس که حوزه عملکردی آن با معیشت توده های مردم در ارتباط است، نمی تواند آنگونه که بایسته و شایسته است به تشریح عملکردها و به تبیین فرصت و تهدیدها پرداخته و مانع از خدشه بر افکار عمومی در قبال دولت و هجمه های فراوان به آن در این عرصه شود. آن شخصیت سیاسی رو می کند به ما و حرف آخر را همان اول می زند، نعمت زاده فرق نوشابه و خبر را نمی داند!! با این حرف جایی برای بحث و چانه زنی و گلایه حداقل در این زمینه باقی نمی ماند

و حال با نقل این دو خاطره، مروری بر انتصاب های نعمت زاده در حوزه رسانه ای در وزارتخانه متبوع خود به خوبی نشان می دهد که آقای وزیر تا چه حد به این حوزه خطیر اشراف دارد.

هنوز چند روزی از استقرار نعمت زاده در وزارت صنعت نگذشته است که او اولین انتصاب خود را به حوز رسانه اختصاص داده و مدیر کل روابط عمومی وزارتخانه را تغییر می دهد. او در ۳۰ مرداد ماه ۹۲ منوچهر طاهایی را به سمت مدیر کل روابط عمومی وزارتخانه منصوب می کند. هنوز مهر این انتصاب خشک نشده و ۶ ماه از این انتصاب نگذشته است که نعمت زاده در ۲۷ بهمن ماه سال ۹۲ طاهایی را برکنار و محمدرضا غفوری را به جای وی منصوب می کند. هنوز یکسال مدیریت غفوری به پایان نرسیده که در ۱۴ بهمن ماه سال ۹۳ علی محمد گودرزی به جای وی بر مسند مدیریت روابط عمومی وزارتخانه صنعت و معدن تکیه می زند. ۲۲ تیرماه ۹۵ نعمت زاده دوباره به سراغ منوچهر طاهایی رفته و طی حکمی او را به سمت «مشاور وزیر، سخنگو و رییس شورای اطلاع‌رسانی وزارت صنعت، معدن و تجارت» منصوب می کند و حال در آخرین انتصاب نعمت زاده در طول دوران سه سال و نیمه حضور وی در منصب وزات صنعت، او فرزاد خلفی را به سمت سرپرست مرکز روابط عمومی وزارتخانه منصوب کرده است؛ گویی خود نیز از تغییرات پی در پی خسته شده که این بار سرپرست منصوب کرده است!.

و البته از همه جالب تر اینکه سمت پیشین و قبلی فرزاد خلفی؛ معاونت رسانه مرکز ارتباطات و بین‌الملل شهرداری تهران بوده است!. شهرداری که رسانه های همسو با آن در انتقاد از دولت فروگذاری نکرده و البته ریاست آن کاندیدای محتمل انتخابات ریاست جمهوری آینده است!

البته چه عجیب که رئیس مرکز اطلاع رسانی دولت هم سخنگوی نزدیک ترین رقیب روحانی یعنی محمد باقر قالیباف بوده است.

رسانه در عصر ارتباطات یعنی مهم ترین وحیاتی ترین بخش یک سیستم، یعنی مدیریت افکار عممی یعنی هیچ و همه چیز، چه بسا بهترین کارکردها که در غفلت رسانه ای هیچ بازتاب و اثر گذاری نمی یابد و چه وقت ها که با مدیریت هوشمندانه نگاه ها به جای نقاط ضعف به سمت و سوی اندک داشته های آگراندیسمان شده جلب شده و قضاوتی بس متفاوت در نزد افکار عمومی شکل می گیرد.

کیست که ندادند وزارت صنعت از ماجرای حضور نعمت زاده در هیئت مدیره چندین و چند شرکت و دارای های میلیاردی وی تا سخنان غیر حساب شده نعمت زاده درباره کمپین نه به خرید خودرو و چالش وی با وزیر نفت در ماجرای پتروشیمی و حلقه مدیران نزدیک به نعمت زاده در پتروشیمی تا منازعه او با اکبر ترکان و در همین نزدیکی اظهارات غیر حساب شده اش درباره واردات واگن و اختلافش با آخوندی، چه هزینه هایی بر دولت در افکار عمومی تحمیل کرده و چه بهانه هایی برای هجمه به دولت به دست منتقدان داده است؟.

البته در همه این موارد نعمت زاده که اگر مدیر خوبی در گذشته نیز بوده نشان داده که از حوزه رسانه هیچ چیز نمی داند، به جای آنکه یار دولت باشد، هیزم هجمه به آن را فراهم کرده و البته آقای وزیر با همه این گلایه ها و انتقادات وکارنامه مشعشع هنوز قرص و محکم بر صندلی وزارت تکیه زده گویی افکار عمومی و قضاوت آنان برای دولت چندان مایه نگرانی و توجه نیست!.
به گزارش خبر نوراباد: با توجه به مطرح شدن چنین مواردی در رسانه ها باید دید عکس العمل این جوان نورابادی به واکنش های وارده چیست؟
ایا وی موفق میشود آرامش را جایگزین انشقاق در اتاق رسانه ای وزارت صنعت و معدن شود؟

منبع: خبرنورآباد

اخبار مرتبط


ارسال دیدگاه