رفتن به بالا
  • پنجشنبه - 9 دی 1395 - 14:06
  • کد خبر : ۱۴۹۶
  • مشاهده :  65 بازدید
  • چاپ خبر : مراقب فتنه ها باشیم…!!! / رادیو ممسنی + عنوان

مراقب فتنه ها باشیم…!!! / رادیو ممسنی + عنوان

رادیو ممسنی: نورآنلاین- محمد رضا رستمی: نهم دی ماه ۸۸ یک تلنگر بود. یک حماسه بود. یک نقطه ی اوج و یک نقطه عطف بود . شورش و فتنه دیماه ۸۸یکی از دهها سناریوی طراحی شده فتنه گران خارجی بود که با سازماندهی و ساده لوحی داخلی ها نطفه بست و منعقد شد اما نتوانست […]

رادیو ممسنی:
نورآنلاین- محمد رضا رستمی: نهم دی ماه ۸۸ یک تلنگر بود. یک حماسه بود. یک نقطه ی اوج و یک نقطه عطف بود . شورش و فتنه دیماه ۸۸یکی از دهها سناریوی طراحی شده فتنه گران خارجی بود که با سازماندهی و ساده لوحی داخلی ها نطفه بست و منعقد شد اما نتوانست زاده شود و نتوانست قدعلم کند . نهم دیماه مرزبندی و تقابل حماسه بصیرت عاشورایی با وعده های دروغین سردمداران انقلاب های مخملی بود.

نهم دیماه فتنه و آسیب و آزمایش بود. هشداری جدی و تهدیدی آشکارا بود تا به خود بیاییم. نهم دیماه گوشزدی بود که باید مراقب دوست و دشمن، مراقب خودی و غیر خودی بود. نهم دیماه افول فتنه ای پیش ساخته و مدوّن بود…خنجر و چماقی بود بر گُرده و پهلویمان تا بیدارانه و تیزبینانه و با دقت نظر بیشتری به کنار دستی ها، به اطرافیان و حتی به مسوولان مان متمرکز شویم. نهم دیماه نشان داد که قاسطین و مارقین و حتی جانبازان این دسته ها هر لحظه بخواهند می توانند در لباس ناکثین درآیند و ادعای وراثت حکومت کنند.

فتنه دی ماه ۸۸ دهن کجی و توطئه ی گروهی اندک بود اما خیل عظیمی از مخالف خوان ها نیز همراهشان شد. گروهی برانداز و طراح که نقطه های حساس و رگ های محرّک را خوب پیدا کرده بودند. ظاهر کار اعتراضی ساده و عمومی اما در باطن نوک پیکان کودتایی خزنده و کشنده و برانداز بود که این کشور را به سمت و سوی نابودی، به دامان امپریالیسم و سراشیبی و پرتگاهی هولناک سوق می داد. فتنه ی ۸۸ تنها یکی از دهها فتنه ای بود که ما را به تزلزل واداشت . صدها فتنه ی دیگر از پیش و از پس این ملت به کمین نشسته اند. باید مراقب باشیم.
با این مقدمه گریزی می زنیم به بایدها و نبایدها، به باشدها و نباشدها و به هست ها و نیست های فراوانی که فکر و ذهن مان را سالهاست که مخدوش نموده است.

معمولاً پس از هر انقلابی گیر و دار و مخمصه هایی ست که تا بیست، سی ، چهل سال و گاهی بیشتر برای آن انقلاب دردسر ساز، زخم زننده ، زهردهنده و کُشنده است. مرز انتقال قدرت از انقلابیون دست اول به جانشینان و فرزندانی که انقلاب و حوادث آن و رنج و مشقت و زندانی و شکنجه های نسل اول برایشان ملموس نبوده است، کاری بسیار ظریف، دقیق و همراه با مشقات و دردسر های فراوانی است. در این مرز انتقال، پای منافع شخصی و زد و بند های سیاسی و اقتصادی فراوانی به وسط کشانده می شود. منازعات سیاسی به نقطه اوج و تلفات جامعه و نظام به حد اکثر می رسد.

در بحبوحه ی چنین مناقشات و جدل هایی، اگر مدیران و رهبران دلسوز و کهنه کارانقلابی قدم عقب بگذارند، اگر زبان بر بندند و اگر خیرخواهانه و قاطعانه هدایت نکنند، به یقین گریز از پیچ و خم های صعب العبور سیاسی و گردنه های تسهیم و توزیع قدرت و غنایم بسیار دشوار خواهد بود. در این چنین مخمصه هایی نبرد های قلمی، زد و خوردهای روزنامه ای، جنگ های سرمایه ای و بانکی و تناقضات حزبی و گروهی، سر و دست و پا می شکند و شبهات فراوانی ایجاد می نماید.

عده ای در لفّافه ی اصلاحات، شمشیر از رو می بندند و خرد و درشت از هم نمی شناسند!! عده ای نیز لبّاده ی پایبندی به اصول انقلاب بر دوش می اندازند و از تریبون هایشان فریاد ” وای بر همه ” بر می کشند !! تکلیف خرده گروههای دیگری که عوام و توده اصلی و ستون پایدار این انقلاب بوده اند چه می شود!؟ خدا به داد همه ی آنها برسد. همه ی آنهایی که توان کشانیدن رخت و پلاس خود را به آستانه های این اصلاح و آن اصول از دست داده اند. چگونه باید برتابید و دم فروبست؟ چگونه می توان خاموش و الکن ماند ؟ و نمی شود و نمی توان…باید هزار هزار گلوی پرنفس پاره شود…باید هزار هزار حنجره ی نفیس تکه پاره شود…و البته که باید هزار هزار قلم از حرکت بازنمانَد و هزار هزارقلم ورز خاموش ننشیند، که اگربنشینند گناهی نابخشودنی مرتکب شده اند…نباید گذاشت که هرکسی ، هرطوری و هرجایی خواست (چه در داخل و چه در خارج) آشفته بازاری راه بیندازد، شهرآشوبی برپاکند و با پادویی و دلالی و لابی گری هر پرونده و هر بربسته ای را به خورد ملتی انقلابی و زجرکشیده بدهد . نباید گذاشت کشتی عدالت انقلاب در چنین گردابه هایی به ورطه ی نابودی کشانیده شود.

در کش و قوس ها و تلاطم های این خلیج طوفانی، ممکن است گاهی با ناسَربه راهی عده ای توان بازدارندگی از لنگرها سلب شود. آن وقت است که جامعه میدان اختلاف عقیده و سلیقه می شود. طبقات فرودینه زیر شعار ها و برنامه های خوش خط و خال و توخالی لگد مال می شود. بوق های بلندگوها مشت هایی کوبنده می شوند. اعتدال و تدبیر دستاویز اما حلق آویز می شود. رکود و تورم به اوج می رسد. دست های مردم خالی و بی امید و نگرانی ها افزوده می شود. جامعه متشنج می شود. انقلاب به لرزه در می آید. انقلابیون اصیل، خمود و افسرده و دل زخمی، پشت دستها به دندان می گزند. گوشه نشین و دردمند و منزوی می شوند. پسامد های انبوه ناخوشایندی و تزلزل، کمر آن کشور کمربسته و زره پوش آغاز انقلاب را می شکند و قلبش را به درد و افغان وا می دارد… و مبادمان آن روز…!

نباید بگذاریم تا خدای ناخواسته سرنوشت انقلابمان با چنین روزهای سیاهی و تباهی پیوند بخورد. نباید بگذاریم سیستم حکومتی و دولتی مان مریض و مستأصل بشود…! اگر سیستم و نظام مریض شد! اگروزارتخانه، اگر وزیر و وکیل و استاندار مریض شد، اگرادارات کل، اگر مدیر کل و فرماندار مریض شد!، اگردادگستری، اگر قاضی و دادستان وانتظامی و نظامی مریض شد ! ، اگر فرهنگ و تعلیم و تربیت ، اگر ورزش و سلامت و بهداشت ، مریض و ناخوش احوال شد!، اگر این مریضی و ناخوش احوالی به ادارات و آبدارخانه هایشان رسوخ پیدا کرد و اگر همه گیر و سرطانی شد! بدنه و شاکله ی کشور از هم فرو می پاشد. پیکره ی جامعه افلیج و متشنج ، متلاطم و مضمحل می شود! جامعه و کشور به فنا می رود! امنیت رخت بر می بندد! بیداد و طغیان و شورش به پا می شود! سرمایه ها به یغما می رود! ارزش ها تاراج می شود! خزانه ی مردم و مملکت به جیب گروهی اندک درمی غلتد! دارایی عوام و تهیدستان به تمّلک طبقه ی اشراف و خواص اریستوکرات در می آید! فساد اداری و بروکراسی حاکم می شود! بیکاری، بی عاری و بی بند وباری رواج می یابد.! اعتیاد و جوانمرگی ، قتل و خودکشی شیوع پیدا می کند! حرمت ها شکسته می شود! محرّمات و مقدّسات به بازیچه گرفته می شوند.! شرافت و جوانمردی لگدمال و بی آبرو می گردد! دروغ و نیرنگ نهادینه و رشاء و ارتشاء باب روز بانک ها می شود.! صنایع مادر به ثمن بخس از بخش های دولتی به مهره های خصوصی انتقال پیدا می کند! کمر توده ی مردم می شکند.! پشت عوام زمین گیر می شود.! کشاورزان و کارگران و حتی کارمندان جزء ، متضرر، شکسته و نا کارا می شوند….! و القصه خدا و زمین و آسمان به خشم می آیند! و هزار و سیصد و نود و پنج مصیبت دست و پا گیر آن ملت می شود! و هزار و یک بلای آسمانی بر آنها نازل می شود!

باید بهوش باشیم. باید اختلافات حزبی و سلیقه ای را سرکوب کنیم. نباید بگذاریم دسته بندی های مافیایی در این کشور بوجود بیاید. باید خود را به خواب آلودگی نزنیم. نباید از خودمان سلب مسئولیت کنیم حتی اگر عده ای نگذارند و نخواهند. باید انقلابی زندگی کنیم . باید انقلابی رفتار کنیم. باید سرمایه های انقلاب را به آسانی به هدر ندهیم. باید بیشتر از آنچه که به فکر منافع خود هستیم نگاهبان منافع عموم باشیم. باید عدالت را حتی اگر بریده بریده باشد از گلویمان به فریاد واداریم. باید یاری کننده ی بی چون و چرای رهبران واقعی و دلسوزان حقیقی انقلاب بشویم. باید رهنمود های دردمندانه و خداپسندانه ی ولایت فقیه را آویزه ی گوش هایمان کنیم. …و ما می توانیم.

ما راه رهایی و نجات از توطئه های هدفمند و برانداز تزویر و نفاق درونی و بیرونی را رسیدن به یک وفاق و همدلی عمومی و ملی ،به یک وجدان بیدار ، به یک پایبندی پرحوصله، به ایمان و اعتقاد قلبی حقیقی در وجود مسئولان مان و رسیدن به یک قدرت بازدارنده ی هسته ای می دانیم…!! ما اعتقاد داریم که فتنه های لجام گسیخته ای که روز و شب به اشکال مختلف از درون و بیرون در میانمان نشسته و می نشینند، بایدسرکوب شوند و ایمان داریم که قدرت باید همیشه در دست اهلش باشد و این ازمهمترین ضروریات و مقتضیات نجات این ملت است. ما سخت کوشانه برای رهایی و رسیدن ملت مان به اهداف والای انسانی ، اجتماعی و اقتصادی از پای نخواهیم نشست و مطمئنیم در این مسیر، فضل و کرم خداوند یاریگر و همراهمان است و البته که همت بلند ملت غیورمان مکمل این هدف والا خواهد بود.

باشد تا هرآنچه در توان داریم را به خدمت بگیریم تاماهانه و سالانه حماسه های تاریخ سازی از این دست فراوان داشته باشیم و فتنه های فتنه گران را در صفین و جمل و نهروان های خاورمیانه و اروپا و آمریکا و حتی در مرزهای داخلی سرکوفته و مستأصل کنیم. تا ملتمان پیشتاز و سرافراز باشد.

به امید پیروزی و نجات…والسلام-

سیدمحمدرضارستمی(دبیر آموزش و پرورش و روزنامه نگار)

عده ای در لفّافه ی اصلاحات، شمشیر از رو می بندند و خرد و درشت از هم نمی شناسند!! عده ای نیز لبّاده ی پایبندی به اصول انقلاب بر دوش می اندازند و از تریبون هایشان فریاد ” وای بر همه ” بر می کشند !!

منبع: نورآنلاین

اخبار مرتبط


ارسال دیدگاه