رفتن به بالا
  • سه شنبه - 18 آبان 1395 - 00:28
  • کد خبر : ۴۹
  • مشاهده :  75 بازدید
  • چاپ خبر : نامه سرگشاده یک نورابادی به مسئولان مخابرات / رادیو ممسنی + عنوان

نامه سرگشاده یک نورابادی به مسئولان مخابرات / رادیو ممسنی + عنوان

رادیو ممسنی: “خبر نورآباد“ – سرویس اجتماعی:تا بوده همه آتشها سوزنده و مخرب بوده است. همه آتشها و سوختن ها با نابودی و خرابی همراه است ولی  بقولی  برای سبز شدن این جای سوخته و ساختنش دستهایی بکار میافتند که همان دستها را اگر انگشت نگاری کنید و کارشناسانه در مورد علتها جویا شوید میبینید […]

رادیو ممسنی:

“خبر
نورآباد
سرویس اجتماعی:
تا بوده همه آتشها سوزنده و مخرب بوده است. همه آتشها و سوختن ها با نابودی
و خرابی همراه است ولی  بقولی  برای سبز شدن این جای سوخته و ساختنش
دستهایی بکار میافتند که همان دستها را اگر انگشت نگاری کنید و کارشناسانه
در مورد علتها جویا شوید میبینید که همه این کارها به مدیریتی غلط و
غیرکارآمد در آن سازمان و شرکت برمیگردد.بقول معروف و مصطلح یک گروه افرادی
دست اندرکارند که ، هم با نادانی میسوزانند و هم ، ترمیم میکنند .البته
قصه چاهی است که کندنش اگر آب ندارد برای عده ای نان دارد و خیلی از معده
ها با این نان کوفتی و سرانجام گلو گیر کنار آمده و بدون عاقبت اندیشی
میسوزانند و میسازند. این دومین و شاید سومین باری است که یک مرکز مخابراتی
طعمه حریق گشته و …مراسخوان دو یا سه مرتبه و مرکز زیردو یک یا دو مرتبه
بگذریم، بقول همکاران ؛مگر مخابرات فقیر است …
این نظر کارمندان با تعهد آن اداره است، مدیریت بالا دست بیمه  حوادث و مواردی از این دست را پیش میکشید که بیمه پولش را میدهد.
گروهی زیادی هم بیخیالی و انزوا را پیش گرفته و ساعت کاری میگذرانند و منتظر پایان ساعت کاری آن روز هستند.
برای کسی که سالهای تلاش بی وقفه و بیچشم و داشت و برای وظیفه و عقیده کار
کرده و به لبخندی از شادی و در اندیشه، تا ارتباطی برقرار شود سخت است.
برای کسی که موضوع پایان نامه فوق لیسانس خود را ارزیابی عملکرد شرکت
متبوعش در استان محل زندگیش انتخاب نموده ، هر بی لیاقتی و  بی مدیریتی را
با تجربه علمی و عملی اساتید و کتاب و بصورت علمی و تجربه شده میسنجد چطور
چشم به حقایقی اینگونه تلخ ببندد و زبان بکام گیرد و همکار گردد ؟
افتتاحیه های تقلبی را نوشتم و خودم را متقاعد کردم .از نیازهای ارتباطی
روستاهای دور افتاده و از آینده نگری جهت اینترنت روستاها و نیازمندی کابل
نوری نوشتم و روزنامه و نشریه کردم و از پیمانکار و ترفندهای سرکیسه کردن
کارگرها و مشکلات کاریشان از همه دردها نوشتم ولی کجاست گوش شنوا ؟باید
گوشه، کناری منزویم میکردند.
چاره ای جز عزلت نشینی و انزوا ندارم
منزوی کردن هایی از این دست  که اینگونه مدیرها برای کارکنان صد یق
خودبرمیگزیند.گاه با توبیخ و گاه با تحقیر کردن را چقدر میتوان تحمل کرد؟
من خود را یک سرباز میدانم .  یک سرباز دوره دیده ، چطور میتواند حرکات
مخفی و ایزایی دشمن آرمانهای خود را ببیند و سکوت کند؟ .کارد به استخوان
رسیده و از این زدوبندها و این فاکتورسازیها …
چطور صورت وضعیت کارهای نکرده پیمانکار را انجام شده تلقی کنی؟
چرا شرکتها و سازمانهایی از این دست با همه غول پیکریشان در مدت زمانی به ورشکستگی میرسند و درصدد تعدیل نیرو و ……برمیآیند
با ورق زدن کتب پایه مدیریت میتوان به علل شکست پی برد.
کمی با تجسس در زندگی و درآمد و داراییهای مدیرانی که با سفارش و بدون دانش
مدیر شده اند و درآمد های کاذبی که برای خود در این جایگاه کسب میکنند ،
میتوان به کل قضیه پی برد البته  با اینگونه خیانت و درآمد ها هم راه دوری
را نخواهند برد و خیلی زود به نتایج عمل خود میرسند هرچند عذاب آخرت
سهمگینتر  است.
سوختن هایی از این دست نتیجه بی دقتی و ناکارآمدی رییس و مدیریت اداره است
.چند نفر از کارگزاران روستایی هفته ای یکبار هم سری به مرکز نمیزنند؟
پیمانکار بیتقصیر ما چند هزارم درصد هزینه نصب و راه اندازی مرکز جدید را به فرشتگان نجات خود خواهد پرداخت.
در مدت ریاست این سفارش شدگان بی لیاقت چقدر از بیت المال اینچنین آشکار و
پنهان به یغما رفته است.چند نفر از کارگران و کارمندان ناگفته هایی را
دارند که عقده ای شده و انگیزه ای برای بی انگیزگی و بی تعهدیشان گردیده
است.
چرا یک نفر با دو مدرک کارشناسی ارشد باید از یک رییس بیسواد حرف شنوی داشته باشد؟
دستگاهای تستر که با قیمتهایی بسیار بالا خریداری شده است چرا باید بدون
مهارت کاربردی در دستان عده ای که توان و سواد آموزش دیدن  هم ندارند وحتی
تجربه مهارت کاربری ندارند فرسوده و مستهلک شود؟
تا زمانی که مدیران ارشد مخابرات ایران در بکارگیری افراد از سفارش سالاری و
سیاستهایی از این دست بکار ببرند آینده مخابرات رو به زوال است.حال خصوصی
یا دولتی و یا …
تا زمانی که مدیران عملیاتی در سیستم مدیریت در شهرستانها ناظران استان  را
با یک قوطی عسل و چند کیلو گردو و سوغاتیهایی خاص آن ناحیه و نهار و شام
و…
آنان نیز به مال اندوزی و فاکتورسازی و ایجاد هزینه های کاذب و ماموریتهایی و…
تا زمانی که حتی سیستم مکانیزه عملکرد کذایی با روش جدول ها را پر کن و بفرست باشد چیزی عوض نخواهد شد.
تا پایان بازنشستگیم سالی باقیمانده است مطمین هستم تا آن پایان اگر عمری باشد تن به خواری نخواهم داد.

منبع: خبرنورآباد

اخبار مرتبط


ارسال دیدگاه