رفتن به بالا
  • یکشنبه - 14 آذر 1395 - 10:10
  • کد خبر : ۶۲۷
  • مشاهده :  613 بازدید
  • چاپ خبر : تغییر در باور عمومی، لطفی بود که برجام به ملت ایران کرد… / رادیو ممسنی + عنوان

تغییر در باور عمومی، لطفی بود که برجام به ملت ایران کرد… / رادیو ممسنی + عنوان

رادیو ممسنی: نورآنلاین – محمد محمودی نورآبادی: این بین اما شاید با اندک تأملی بشود به یک حقیقت واضح و مبرهن رسید. واقعیتی که پیش از مذاکرات دولت فعلی و نشست های فشرده در لوزان، به شکل دیگری خود نمایی می کرد و حال ورق برگشته و وارونه شده است. همگان به خاطر داریم که […]

رادیو ممسنی:

نورآنلاین – محمد محمودی نورآبادی: این بین اما شاید با اندک تأملی بشود به یک حقیقت واضح و مبرهن رسید. واقعیتی که پیش از مذاکرات دولت فعلی و نشست های فشرده در لوزان، به شکل دیگری خود نمایی می کرد و حال ورق برگشته و وارونه شده است.

همگان به خاطر داریم که تا پیش از قضایای برجام، افکار عمومی متأثر از فضا سازی های بیگانگان از یک سو و تبلیغات پر تاب و تب جریان اصلاح طلب در داخل به علاوه ناکار آمدی سیاست خارجی دولت دوم احمدی نژاد، به شدت تحت تأثیر این مقوله بود که اگر ایران با جناب کدخدا مذاکره کند و اندکی به غرب روی خوش نشان دهد، همای سعادت و خوشبختی بر این بام خواهد نشست. خیل جوانان تحصیل کرده ی بیکار مشغول خواهند شد و در پی آن سنت به قهقرا رفته ی ازدواج، دیگر بار احیا و درهای صادرات و واردات گشوده خواهد شد و خلاصه می شود همانچه که شاید این ملت دیگر خوابش را هم نمی دید…

با نگاهی گذرا به تیتر های جنجالی بخش اعظمی از مطبوعات داخلی در ایام بعد از توافق برجام، این حقیقت هویدا می شود:

اعتماد: صبح بدون تحریم

ابتکار: تحریمها هم رفت

آفتاب یزد: تحریم رفت

ایران: فروپاشی تحریمها

شرق: اینک بدون تحریم

آرمان: تحریمها به تاریخ پیوست

سایه: سد تحریمها شکست

شروع: تحریم رفت

قانون: خلاص شدیم

همدلی: تحریم تمام شد

روزنامه ها در پسا برجام
… اما این روزها که گرد و غبارهای ناشی از آن هیجان و سرمستی کاذب و بادکنکی فرو نشسته و در فضای واقعی پسابرجام زندگی می کنیم، این حقیقت بر دوست و دشمن عیان گشته که آن آرزوها دست نیافتنی و دل سپردن به آن سوی مرزها و منتظر لطف و عنایت دشمن نشستن، خواب پریشانی است که تعبیر نخواهد شد.
و این همان چیزی بود که نظام جمهوری اسلامی برای پوست اندازی و جلب دیگر بار اعتماد عمومی، به آن نیاز مبرم داشت. نیازی که از نان شب لازم تر و ضروری تر به نظر می رسید. نظام نیاز داشت که مردم و جریان های سیاسی به این باور ایمان بیاورند که رهبری خیرخواه آن ها بوده و دغدغه ها و دل نگرانی هایش از موضوع مذاکره، بسیار به حق و منطقی بوده است.

این مهم شاید اگر دولت روحانی نبود و مذاکره در این سطح باز انجام نمی شد، تحقق اش بسیار دور از ذهن می نمود و آن باور انحرافی همچنان در جان و دل مردم و بخشی از نخبگان باقی می ماند.

پس حقیقت امر این است که فارغ از پرداختن به نیت دولت و تیم مذاکره کننده، لطف و نعمت این چنینی را نباید از نظر دور داشت. هر چند که برای رسیدن به دستاورد تغییر باور عمومی نسبت به ایالات متحده، این نظام و مردم بوده اند که هزینه ای بس سنگین پرداخت کرده اند. هزینه ای که اگر زین بعد از جانب دولت درست هدایت شود، ارزش و اعتبار خودش را خواهد داشت. اینکه در پس پرده، نظام و دولت چقدر در تدارک این سناریو هماهنگ و همدل بوده باشند را باید به گذشت زمان واگذاشت. شاید فردا روزی بیاید و رسانه ها اسناد اطلاعات سوخته ای را فاش کنند که پرده از این هماهنگی بردارد. سناریویی که نوشته شد تا نظام با سوختن بخشی از کارت های اعتباری یکی از دولت هایش، یک باور انحرافی را از دل و جان ملت و بخشی از نخبگان دور کند. باور اعتماد به شیطان بزرگ را…

پایان گزارش /۲۲۴۲۲۴

    این روزها از دنیای مجازی گرفته تا رسانه های مکتوب و محافل سیاسی، همه نوک زبان و قلم را برای انتقاد از دولت روحانی و تیم مذاکره کننده تیز کرده اند. شرایطی که به حتم و یقین اگر روحانی فضا را مناسب می دید، سکوت را می شکست و باز با تعابیری چون جهنم، بی سواد، کاسب تحریم و غیره… منتقدان دل واپس را به باد انتقاد می گرفت.

    منبع: نورآنلاین

    اخبار مرتبط


    ارسال دیدگاه