رفتن به بالا
  • شنبه - 29 مهر 1396 - 01:20
  • کد خبر : ۷۳۸۴
  • مشاهده :  18 بازدید
  • چاپ خبر : دین و اخرت باشد یا نباشد، خوبان ضرر نمیکنند / رادیو ممسنی + عنوان

دین و اخرت باشد یا نباشد، خوبان ضرر نمیکنند / رادیو ممسنی + عنوان

رادیو ممسنی: با انجام کار خوب حتی با فرض اینکه دین کذب است(که این غیرممکن می باشد) ضرری متوجه تان نمیشود چون با انجام این دستورات در زندگی انسانی درستکار و موفق بوده اید و آرامشی عمیق را نصیب خود کرده اید که با وجود مشکلات مادی و دنیوی لطمه ای به آن وارد نمیشود […]

رادیو ممسنی:

با انجام کار خوب حتی با فرض اینکه دین کذب است(که این غیرممکن می باشد) ضرری متوجه تان نمیشود چون با انجام این دستورات در زندگی انسانی درستکار و موفق بوده اید و آرامشی عمیق را نصیب خود کرده اید که با وجود مشکلات مادی و دنیوی لطمه ای به آن وارد نمیشود ،و اما با فرض درست و حقیقی بودن این وعده ها(که البته نیز همین طور خواهد بود) شما آرامشی ابدی و موفقیتی عظیم و تمام ناشدنی را به دست می آورید و با و خوشحالی در هر دو جهان زیست میکنید. در پرستش خداوند باید برهنه بود و رها. اگر میخواهید خدا را بشناسید پس در حل معما ها مکوشید‌، به گرداگرد خود بنگرید تا او را ببینید که با کودکانتان بازی میکند به آسمان بنگرید او را خواهید دید که در میان ابرها گام برمی دارد دست هایش را در آذرخش دراز میکند و با باران فرود می آید.

“خبر نورآباد یادداشت:عسل زارعی_به نام خداوند مهربان _خداوندی که آسمانها را برافراشت،زمین را گسترانید و قلوب انسانها را به گونه ای آفرید که جز با نام و یاد او آرام نگیرند.
این نوشته افکار و باورهایی ست که طی یک مدت نه چندان طولانی اما پرثمر به آنها دست یافتم.
دوستان نخستین چیزی که در باور و پذیرش دین اهمیت دارد این است:آنان که نیکوکارند و کارهای شایسته انجام میدهند حسابشان از بدکاران و ناخوب پنداران جداست،زیرا افراد درست کار سختی هایی را بر خود روا داشته و در راه رسیدن به کمال خواسته هایی را از خود دریغ کرده اند اما بدکاران همواره طبق میل و هوس خویش عمل کرده اند.
پس این میتواند دال بر وجود بهشت و جهنم به هر معنایی باشد.زیرا انسانهای بد کردار و هوسران همانند انسانهای شایسته و صالح سنجیده نمی شوند و در یک منزلت قرار نمی گیرند.
برای درک احکام دین و حتی خود آن خویشتن را به جای آن روزی قرار دهید که از داشتن یک امتحان اطمینان کامل ندارید.اگر سخت مطالعه کرده و درس مربوط را بخوانید_حتی اگر امتحانی هم در کار نباشد ضرر نکرده اید.زیرا دانسته به دانسته های قبلی تان افزوده گشته و همچنین تا زمان فرا رسیدن امتحان دچار ترس و شک و تردید نخواهید شد و با خیال راحت به کارهای دیگرتان می پردازید و اگر امتحان داشته باشید که چه بهتر ،آرام هستید زیرا شما درس امتحان را خوانده اید و در پایان هم با اخذ نمره دلخواه به نوعی پاداش تلاشتان را دریافت خواهید کرد.
انجام واجبات دینی نتیجه ای همانند مثال مذکور دارد.حتی با فرض اینکه دین کذب است(که این غیرممکن می باشد) ضرری متوجه تان نمیشود چون با انجام این دستورات در زندگی انسانی درستکار و موفق بوده اید و آرامشی عمیق را نصیب خود کرده اید که با وجود مشکلات مادی و دنیوی لطمه ای به آن وارد نمیشود ،و اما با فرض درست و حقیقی بودن این وعده ها(که البته نیز همین طور خواهد بود) شما آرامشی ابدی و موفقیتی عظیم و تمام ناشدنی را به دست می آورید و با و خوشحالی در هر دو جهان زیست میکنید.
اکنون مختصری از آزادی می نویسم واژه ای که خیلی هامان درست متوجه اش نشدیم. دین و اعمال آن انسان را از همه قید و بندهای پوچ زندگی که مانند یوغی بر گردن آدمی است رها میسازد و اهدافی والاتر را دنبال میکند و انسان را به نهایت آزادگی در زندگی نزدیک میکند.
آزادی نه آن است که برای انجام هر عملی اسیر هوس های خود شوی و پنداری که اکنون آزادی، و آزادانه عمل کرده ای زیرا تو اکنون روح و جانت را بسیار سخت تر اسیر کرده ای زنجیری به دست خود بر روح خود بسیار گرانتر است زیرا تو را از تو راه گریزی نیست.
آزادی آنست که به فکر آمدنش نباشی،یک حس گم. هست اما نیست و تو هنگامی آزادی که خودت هم نمی دانی؛ چیزی شبیه عشق.
تعریفی از آزادی در کتاب پیامبر و دیوانه اثر جبران خلیل جبران: در دروازه شهر و در کنار آتش اجاقتان دیده ام که خود را به خاک می اندازید و آزادی خود را می پرستید،همچنان که بردگان در برابر فرمانروا خم میشوند و او را ستایش میکنند با آن که بر دست او کشته میشوند.
آری در باغ معبد و در سایه برج دیده ام که آزاد ترین کسان در میان شما آزادی خود را مانند یوغی بر گردن و مانند دست بندی به دست دارند .
از دلم خون میریزد،زیرا شما آنگاه میتوانید آزاد باشید که حتی آرزو کردن آزادی را هم بندی بر دست و پای خود ببینید و هنگامی که دیگر از آزادی همچون هدف و غایت سخن نگویید.
شما آنگاه براستی آزادید که اگر چه روز هایتان فارغ از نگرانی و شب هاتان آری از اندوه نباشد چون این چیزها زندگی را بر شما تنگ کنند از میان آنها برهنه و وارسته فراتر بروید.
مفهوم آزادی در دین و عمل به آن نیزملموس است. در دنیایی که انسان دچار ابتذال اندیشه ها گشته است درک درستی از این واژه نجات بخش ثمره عظیمی را در نیکو زیستی ما پدید می آورد.
و اکنون ستایش.
بخش دیگری از پیامبر جبران خلیل را نقل میکنم:
آن کس که پرستش از برایش پنجره ایست که او باز میکند و نیز میبندد هنوز به خانه روح خود درنیامده است، که پهنای پنجره هایش از سپیده دمان است تا سپیده دمان.
در پرستش خداوند باید برهنه بود و رها. اگر میخواهید خدا را بشناسید پس در حل معما ها مکوشید‌، به گرداگرد خود بنگرید تا او را ببینید که با کودکانتان بازی میکند به آسمان بنگرید او را خواهید دید که در میان ابرها گام برمی دارد دست هایش را در آذرخش دراز میکند و با باران فرود می آید.
او را خواهید دید که در گل ها میخندد پس برمیخیزد و دست هایش را در درخت ها تکان میدهد شاید عده ای در میانمان با دیدن جمله در حل معما ها نکوشید ناخشنود شده باشند زیرا کنجکاو هستیم بلند پرواز و کمال طلب اما درک مفهوم واقعی همه چیز را تغییر خواهد داد.
پس حقیقت را بیندیشم و علم را زندگی کنیم تا خداوند را آنقدر عظیم تر و والاتر بیابیم که به توان و قدرت او حسد نورزیم و از فهم ناتوانی خویش در مقابلش عاجز نباشیم.
باشد که همگیمان به ازدحام خلوت های ابدیت را یابیم.

منبع: خبرنورآباد

اخبار مرتبط


ارسال دیدگاه