رفتن به بالا
  • سه شنبه - 16 آذر 1395 - 00:40
  • کد خبر : ۷۵۷
  • مشاهده :  442 بازدید
  • چاپ خبر : لر ها از چه قوم و طایفه ای بوده و از کجا آمده اند ؟ / رادیو ممسنی + عنوان

لر ها از چه قوم و طایفه ای بوده و از کجا آمده اند ؟ / رادیو ممسنی + عنوان

رادیو ممسنی:  حمدالله مستوفی در تاریخ گزیده (۷۳۰ هجری) که ظاهراً مطالب آن را از زبده التواریخ جمال الدین کاشانی اقتباس کرده است، می نویسید: در سنه خمس ما(=۵۰۰) قریب صد خانه کرد از جبل السماق شام، به سب وحشتی که ایشان را با مهتر قوم خود افتاد بود، به لرستان آمدند و در خیل […]

رادیو ممسنی:

 حمدالله مستوفی در تاریخ گزیده (۷۳۰ هجری) که ظاهراً مطالب آن را از زبده التواریخ جمال الدین کاشانی اقتباس کرده است، می نویسید:

در سنه خمس ما(=۵۰۰) قریب صد خانه کرد از جبل السماق شام، به سب وحشتی که ایشان را با مهتر قوم خود افتاد بود، به لرستان آمدند و در خیل احفاد محمد خورشید که وزرا بودند نزول کردند، بر سبیل رعیتی.بزرگ ایشان ابوالحسن فضلوی بود. روزی در خانه خورشیدیان مهمانی بود. ابوالحسن را سرگاوی دادند. او آن را به فال مبارک داشت و با اتباع خود گفت ما سردار این قوم خواهیم شد.

مستوفی ضمن شرح چگونگی به قدرت رسیدن ابوطاهر که از نسل ابوالحسن فضلوی بود، و تاسیس سلسله اتابکان به دست ابوطاهر، در وصف دوره اتابک هزار اسب می نویسد:

در عهد او(= اتابک هزار اسب، فرزند ابوطاهر و دومین اتابک از اتابکان لر بزرگ در سالهای ۶۲۶-۶۰۰ هجری) ملک لرستان( لر بزرگ= کهگیلویه و چهارمحال و بختیاری) رشک بهشت گشت و بدین سبب اقوام بسیار از جبل السماق شام بدون پیوستند:6640_563

چون گروه عقیلی از نسل علی ابن ابی طالب و گروه هاشمی از نسل هاشم بن عبد مناف و دیگر طوایف متفرق چون: استرکی، مماکویه، بختیاری ، جوانکی، بیدانیان، زاهدیان، علایی، کوتوند، بتوند، بوزاکی، شوند، زاکی ،جاکی، هارونی ،آشکی ،کوی لیراوی ، ممویی ، یحفومی، کمانکشی ، مماسنی، ارملکی ف توانی، کسدانی، مدیحه، اکورد، کولارد، و دیگر قبایل که انساب ایشان معلوم نیست. چون این جماعت به هزار اسف و برادران پیوستند، ایشان را قوت شوکت زیاد شد. بقایای شولان را به زخم شمشیر از آن ولایت بیرون کردند و یک بار بر آن دیار مستولی شدند.

بنا به نظر مستوفی نه تنها اتابکان لر بزرگ ، از نژاد اکراد غیر ایرانی بوده اند بلکه ساکنان منطقه لر بزرگ نیز از کردانی بوده اند که در زمان حکومت اتابک هزار اسب به این منطقه آمده اندو این گفته سبب شده است تا برخی از مورخان قدیم و جدید، طوایف لر را اصالتاً کرد نژاد تلقی کنند و چون بیشتر ساکنان کنونی استان کهگیلویه و بویراحمد ، از نسل ایل جاکی می باشند، که مستوفی در تاریخ گزیده از آنها نام می برد، شاید هم اکنون برای بعضی این ابهام پیش بیاید که ایلات کنونی کهگیلویه کرد نژاد هستند. اما بنا به دلایلی که ذیلاً بدانها اشاره می کنیم، این نظریه مخدوش می نماید:

۱٫اسامی اقوام و سرزمینها با گذشت زمان دچار دگرگونی شده و قوم لر از این قاعده مستثنی نیست و شاید در گذشته های دور نام یا نام های دیگر داشته و در نهایت نام لر را به خود گرفته و هنوز بدین نام شناخته می شود. تبیین و ریشه یابی این دگرگونیها بسیار دشوار و مواردی غیر ممکن است، به طوری که جورج کرزن می گوید:

این موضوع که لر ها از چه قوم و طایفه ای بوده اند و از کجا آمده اند از راز های باز نشده تاریخ بوده است و خواهد بود.

ولی همو نهایتاً می گوید :

اکثریت نویسندگان بر این قول اند که ایشان از اصل و تبار آریایی و بنابراین ایرانی اند و پیش از ورود تازیان و ترک و تاتار در این سرزمین بوده اند.

مطالبی که در صفحات قبل نوشته شد نیز موید این مطلب است که از حدود پنج هزار سال قبل و به ویژه از دوره هخامنشیان به این سو، سرزمین کهگیلویه مسکونی بوده است.

۲٫ جغرافی دانان و مورخان اولیه، گروههای صحرانشین و نیمه صحرانشین را با عنوان کلی «الاکراد» ذکر می کردند و منظور آنها لزوماً مردم کرد نژاد نبود بلکه همه چادر نشینان و گله داران غیر عرب و غیر ترک را به این نام می خواندند.

بنابراین واژه کرد به معنای نژادی خاص نبود، بلکه در نوشته های تاریخی به منظور توصیف نوعی از معیشت و نظام زندگی اجتماعی به کار می رفت که مهم ترین مشخصه آن تاکید بر گله داری و کوچ به منظور استفاده از مراتع است.اصطخری در قرن چهارم هجری یعنی حدود ۲۰۰ سال قبل از تاریخ که مستوفی از ورود کردان به منطقه لر بزرگ خبر می دهد و حدود ۴۰۰ سال قبل از تالیف تاریخ گزیده، ضمن برشمردن رموم فارس، آنها را کرد یعنی گله داران بیابانگرد توصیف می کند و می نویسد:

وجومهای کردان بیش ازآن است که در شمار آید و گویندکی در پارس پانصد هزار خانواده بیش باشند که زمستان و تابستان به چراگاهها نشینند.

این بیان اصطخری به روشنی ثابت می کند که واژه کرد به قبایلی اطلاق می شده که زندگی سیار عشایری و کوچ نشین داشته اند و نه به طوایف کرد نژاد. برخی از نویسندگان معاصر بر کرد بودن الوار تاکید ورزیده اند برای اثبات مدعای خود به اشتراکات زبانی و شباهت ظاهری میان این دو قوم استناد کرده اند، ولی تحقیقات جدید در زمینه انسان شناسی و زبان شناسی اعتبار نظریات مبتنی بر اشتراکات زبانی و شباهت ظاهری میان دو قوم کرد و لر را مخدوش کرده است.

بدین گونه قضاوت نویسندگان مذکور اگر عاری از انگیزه های سیاسی باشد، ناشی از خطای آنها در معنای کلمه کرد است به این معنی که به این مطلب توجه نکرده اند که این واژه قبل از آنکه نام قومی خاص باشد، صفتی برای عموم اقوام چادر نشین بوده است.

۳٫ مستوفی از میان کلیه قبایل مهاجری که نام برده فقط ریشه نژادی و هویست دو قبیله عقیلی و هاشمی را بیان کرده و از هویت سایر قبایل ذکری به میان نیاورده است. بودن طوایف لر نژاد در منطقه شام و مصر ، این نظر را تقویت می کندکه قبایل مهاجر احتمالا لر هایی بوده اند که قبلاً به دلایلی( به احتمال قوی برای شرکت در جنگهای صلیبی) به شام و مصر مهاجرت و سرانجام با مساعد شدن شرایط، به موطن اصلی خود یعنی منطقه لر بزرگ معاودت کرده اند.

ابن فضل الله العمری (متوفی ۷۳۰ هجری) معاصر مستوفی در کتاب مسالک البصارفی الممالک المصار از حضور اقوام لر در سراسر منطقه شام و حتی مصر خبر می دهد و می گوید لر ها در سراسر منطقه شام و همچنن در مصر سکونت داشته اند و چالاکی آنها زبانزد بود.

همین زبردستی و چالاکی آنها صلاح الدین ایوبی را به وحشت انداخت و نامبرده به قلع و قمع آنها پرداخت. به توجه به اینکه سالهای حکمرانی صلاح الدین ایوبی لز ۵۶۴ تا ۵۸۹ ه بوده است، حوادثی از این قبیل، این نظر را تقویت می کند که قبایل مورد نظر مستوفی همان لرهای معاود باشند.

اینکه طوایف مذکور از میان اینهمه مناطق قابل سکونت ایران، منطقه لر نشین به ویژه منطقه لر بزرگ را برگزیدند خود قرینه ای بر پیوند تاریخی میان این قبایل و سرزمین لر نشین است. علاوه بر این در دوره اسلامی ، بخشی از مناطق غربی ایران به منطقه شامات معروف بود و شاید این تشابه اسمی موجب شد تا برخی به اشتباه گمان برند که قبایل مذکور از شما مهاجرت کرده اند.

به هر حال اگر چه نژاد همه افراد بشر از حضرت آدم است، به مصداق” انا خلقناکم من ذکر و انثی و جعلناکم شعوباً و قبائل لتعارفوا ” ، به مرور زمان که جمعیت ادمیان کثرت یافت به شعبات و قبائل متعددی تقسیم شدند و هر کدام برای خود هویت تاریخی و فرهنگی مستقلی یافتند. دو قوم کرد و لر نیز اگر چه نژاد مشترک دارند و هر دو از اقوام آریایی می باشند، امام به مرور زمان هر کدام هویت تاریخی مستقلی یافته اند و نمی توان آنها را قوم واحدی دانست.

بنا براین قوم لر قوم مستقل است اما اینکه از چه تاریخی به این نام شناخته شده دقیقا معلوم نیست. واژه لر اولین بار در نوشته های مورخان و جغرافی دانان قرن چهارم هجری مشاهده می شود که اغلب به صورت اللریه ، لاریه، لوریه و بلاد اللور ضبط شده است. ولی در مورد نامگذاری قوم لر تا قرن هشتم هجری اظهار نظری نشده و از قرن هشتم است که حمدالله مستوفی ، آن هم احتمالاً به اقتباس از زبده التواریخ کاشانی، در مورد نامگذاری قوم لر سخن می گوید و پس از اوست که افردای مانند معین الدین نظری (۸۱۶ ه) در منتخب التواریخ و قاضی احمد بن غفاری کاشانی (متوفی ۹۷۵ ه) در تاریخ نگارستان و امیر شرف خان بدلیسی (۱۰۰۵ ه ) در شرف نامه در مورد نامگذاری قوم لر سخن گفته اند که عمدتاً مطالب زبده التواریخ و تاریخ گزیده را با اندک دخل و تصرفی نقل کرده اند.

به طور کلی نظریات مربوط به وجه تسمیه لرها را می توان در سه گروه تقسیم کرد: ۱٫ برخی لر ها را از نسل شخصی به نام لر دانسته اند(مستوفی) ؛ ۲٫ برخی واژه لر را مشتق از کلمات ایرانی چون لهراسب و غیره دانسته اند؛ ۳٫برخی واژه لر را مشتق از اسم مکان دانسته اند و معتقدند که : الف) لر محلی بوده در ولایت مانرود یا مایرود که اولین جایگاه سکونت اجداد لرها بوده است. ب) واژه لر مخفف اللور می باشد که آن هم شهری است در شمال غربی دزفول و حوالی اندیمشک. ج) کلمه لر تحریف شده واژه لیر (محلی واقع در ناحیه جندی شاپور و همچنین نام روستایی در نزدیکی سوق کهگیلویه) یا لر یعنی کوههای پوشیده از جنگل است.

از مجموع مطالبی که ذکر شد می توانیم چنین نتیجه بگیریم که ساکنان منطقه کهگیلویه در مقطع زمانی مورد بحث (قرن ششم هجری) بقایایی از ساکنان بومی بازمانده از دوره هخامنشیان و ساسانیان بوده اند و ایل جاکی در این مقطع زمانی بدانان پیوسته اند. البته امروز عمده جمعیت استان کهگیلویه و بویراحمد ( به استثنای سادات ساکن در استان) از نسل ایل جاکی محسوب می شوند و این امر نشان می دهد که ایل جاکی به تدریج قدرت گرفته و سایر سکنه را در خود مستحیل کرده است.

منبع :خبر دنا

کتاب تاریخ سیاسی کهگیلویه -به قلم دکتر سید ” مصطفی تقوی مقدم “- صفحات ۴۱-۳۶

منبع: ندای لر

اخبار مرتبط


ارسال دیدگاه