رفتن به بالا
  • سه شنبه - 2 آذر 1395 - 22:01
  • کد خبر : ۸۵
  • مشاهده :  498 بازدید
  • چاپ خبر : پاسخ تند و عجیب «یک بویراحمدی» به تاجگردون+یادداشت تاجگردون / رادیو ممسنی + عنوان

پاسخ تند و عجیب «یک بویراحمدی» به تاجگردون+یادداشت تاجگردون / رادیو ممسنی + عنوان

رادیو ممسنی: با احترام به طایفه محترم باوی که بی شک از بزرگان استان کهگیلویه و بویراحمد هستند باید بگویم،مرحوم منصور خان به دلیل پی گیری ها و دشمنی های شدید بهرام تاجگردون نه تنها در اهواز اعدام شد بلکه برای دفن او در تمام منطقه باوی یک وجب زمین پیدا نشد. تا اینکه جسد […]

رادیو ممسنی:

با احترام به طایفه محترم باوی که بی شک از بزرگان استان کهگیلویه و بویراحمد هستند باید بگویم،مرحوم منصور خان به دلیل پی گیری ها و دشمنی های شدید بهرام تاجگردون نه تنها در اهواز اعدام شد بلکه برای دفن او در تمام منطقه باوی یک وجب زمین پیدا نشد. تا اینکه جسد آن مرحوم را در ممسنی به خاک سپردند کسانی که با ولی نعمت خود چنین کردند با دیگران چه ها که نمی کنند. البته ایت الله جنتی امام جمعه آن وقت اهواز ، بعدها در شورای نگهبان سزای کار بهرام تاجگردون را در همین دنیا در دستش گذاشت.در مجموع ذات این خانواده به گونه ای است که هر جا نمک را خورده اند نمکدان را شکسته اند. شما مردم هم خوب این خانواده را بشناسید.

“خبر
نورآباد
سرویس اجتماعی:
در پی درج یادداشت نماینده مردم باشت و گچساران با عنوان «یادداشتی از تاجگردون؛ دردِ خارِ دوستان…»،حمید طاهری بویراحمدی به این مطلب پاسخی داده که از منظر خوانندگان می گذرد؛

با توجه به فضای موجود قصد انتشار  مطلبی را نداشتیم اما از آنجایی که نویسنده اصرار بر جوابیه بودن نوشته به مطلب نماینده مردم گچساران و باشت در مجلس شورای اسلامی را داشتند، ناگریز به انتشار مطلب زیر شدیم.

به نقل از کبنا نیوز؛شنیده ها حاکی از انست که،آقای غلامرضا تاجگردون مجددا گوهر فشانی فرمود و منتقدین خود را فاسق نامید.جالب است کسی که در مهمترین اقدام زندگی خود اشتباه بزرگی کرده و به همین دلیل خودش از فسق روی گردان نیست، دیگران را فاسق بنامد. ایشان از خانواده ای برخاسته است که بزرگترین خیانت را به ولی نعمت خود(ملک منصور خان باشتی ) نمودند. خانواده تاجگردون هر چه داشتند و دارند از مرحوم منصور خان بوده است،  که با ورق گردانی روزگار و انقلابی دوآتشه شدن بهرام تاجگردون، با احترام به طایفه محترم باوی که بی شک از بزرگان استان کهگیلویه و بویراحمد هستند باید بگویم،مرحوم منصور خان به دلیل پی گیری ها و دشمنی های شدید بهرام تاجگردون نه تنها در اهواز اعدام شد بلکه برای دفن او در تمام منطقه باوی یک وجب زمین پیدا نشد. تا اینکه جسد آن مرحوم را در ممسنی به خاک سپردند کسانی که با ولی نعمت خود چنین کردند با دیگران چه ها که نمی کنند. البته ایت الله جنتی امام جمعه آن وقت اهواز ، بعدها در شورای نگهبان سزای کار بهرام تاجگردون را در همین دنیا در دستش گذاشت. او مخالف اعدام مرحوم منصور خان بود و از همان زمان خوب بهرام تاجگردون را شناخت و دانست که آدم های نمک نشناس صلاحیت داشتن هیچ مسئولیتی را ندارند. در مجموع ذات این خانواده به گونه ای است که هر جا نمک را خورده اند نمکدان را شکسته اند. شما مردم هم خوب این خانواده را بشناسید.

یادداشت تاجگردون که منجر به نشر یادداشت فوق شده است به شرح زیر میباشد.

به نقل از کبنا نیوز؛پائولو کوئلیو نویسنده معروف برزیلی در
کتاب اخیر خود که به‌تازگی ترجمه و چاپ‌شده است این‌گونه می‌نویسد که: در
عصر یخبندان خیلی از حیوانات از سرما مردند بنابراین خارپشت‌ها تصمیم
گرفتند دورهم جمع شوند تا گرمای بدنشان آن‌ها را از سرما محافظت کند اما
تیغ‌هایشان به بدن همدیگر فرومی‌رفت. مخصوصاً آن‌ها که بیشتر گرما را
دریافت می‌کردند، بیشتر تیغ را هم حس می‌کردند. بنابراین تصمیم گرفتند از
هم جدا شوند که دوباره بسیاری از آن‌ها مردند… آن‌ها مجبور بودند یکی از
این دو راه را انتخاب کنند؛ خطر انقراض و نابودی یا پذیرفتن درد تیغ‌ها…

دوستان هم استانی‌ام، داستان امروز زندگی
ما همین است. ای کاش خارپشت‌ها می‌توانستند وقتی کنار هم قرار می‌گرفتند
خارهایشان را در بیاورند.

خیلی تمایل ندارم در خصوص برخی از موارد
اظهارنظر کنم ولی یادداشت‌ها و صحبت‌های اخیر خیلی از دوستان بهانه‌ای شد
تا این یادداشت را نگارش کنم. تغییر نام استان و اظهارنظر در خصوص آن نشان
داد هنوز با آنچه باید باشیم فاصله‌های بسیار داریم. فرقی نمی‌کند؛ نخبه  و
غیر نخبه یک‌جور نظر دادیم. داستان خارپشت‌ها مرا به آن واداشت تا یک‌بار
دیگر با مردم استانم به شرح دیگری کلامی بگویم.

هوا سرد است و بسیاری از هم‌نسل‌هایمان از
سرما مردند؛ و ما هم داریم می‌میریم. باید با درد پشت‌هم باشیم. برخی از
ماها که گرمای بیشتری می‌خواهیم و گرمای بیشتری می‌گیریم، درد بیشتری از
خار همنوعانمان می‌گیریم. ناگزیریم درد خار یکدیگر را تحمل‌کنیم. درد خار و
ضرورت کسب گرما برای زندگی، بهانه خوبیست تا به هم نزدیک شویم و درکمان از
واقعیت زندگی بالا برود. ضرورت زندگی اجازه نخواهد داد خارهایمان را از
خودمان جدا کنیم. خار بدن الزام زندگی ماست، مهم این است که درکمان بالا
رود و او را جزئی از ضرورت زندگی بدانیم. هر که نتواند تحمل خار همنوعان را
کند از سرمای روزگار می‌میرد.

نیاز نیست در عصر یخبندان باشید. همین‌جا
کنار ما عصر یخبندان است. این روزها ایده و نظر می‌تواند یک خار باشد، پس
تحملش کنید. اینکه یک فاسقی به یمن فضای امروز هر چه خواهد گوید، به‌حساب
خودش می‌گذاریم ولی اینکه شایسته‌ای آنچه بایسته است نگوید وای بر ما. درد
خار دوستانتان را بپذیرید وگرنه همه باهم می‌میریم…

منبع: خبرنورآباد

اخبار مرتبط


ارسال دیدگاه