رفتن به بالا
  • جمعه - 19 آذر 1395 - 01:00
  • کد خبر : ۹۱۳
  • مشاهده :  443 بازدید
  • چاپ خبر : انتقاد از نطق نماینده ممسنی و رستم از امریکا+دفاعیه از ممسنی / رادیو ممسنی + عنوان

انتقاد از نطق نماینده ممسنی و رستم از امریکا+دفاعیه از ممسنی / رادیو ممسنی + عنوان

رادیو ممسنی: “خبر نورآباد“ – سرویس اجتماعی:یادداشتی منتسب به یکی از همشهریان ما به اسم احسان محمدی دشت رزمی که گفته می شود ساکن آمریکاست در شبکه های اجتماعی منتشر شده است. در این نامه خطاب به مسعود گودرزی نماینده مردم ممسنی و رستم در مجلس در خصوص نطق وی انتقاداتی را وارد کرده است […]

رادیو ممسنی:

“خبر نورآباد سرویس اجتماعی:یادداشتی منتسب به یکی از همشهریان ما به اسم احسان محمدی دشت رزمی که گفته می شود ساکن آمریکاست در شبکه های اجتماعی منتشر شده است. در این نامه خطاب به مسعود گودرزی نماینده مردم ممسنی و رستم در مجلس در خصوص نطق وی انتقاداتی را وارد کرده است که به شرح زیر میباشد.
جناب آقای دکتر گودرزی نماینده مردم ممسنی و رستم
با سلام
پیرو نامه ی قبل که مطالبی را خدمت جنابتان عارض گشتم، باید به عرض برسانم، بسیاری از دوستان به من خورده گرفتند که نامه ی اول به وقت نبوده و باید صبر پیشه میکردم و منتظرٍ حداقل اولین سخنرانی دکتر در صحن علنی می ماندم. و امروز که سخنرانی جنابتان در صحن علنی مجلس را شنیدم،بر خلاف نظر برخی از دوستان، باید خدمتتان عرض کنم که متأسفانه« ما را به خیر تو امید نیست ».
شوربختانه با شنیدن سخنرانی شما در مجلس، من و خیلی ها مثل من ، از خجالت و نا امیدی ، در خود فرو رفتیم و ناخن به دندان جویدیم. خجالت از سنگ هایی که در حمایت همه جانبه از شما به سینه زدیم در برابر کسانی که به هر دلیلی به شما اعتقاد نداشتند. خجالت از استدلال هایی که در باب اصلاح‌طلبی شما و شجاعت شما، می آوردیم. اما افسوس که خط همه ی آن دوستان بر ما سبز گشت و باعث شرمندگی مان شد.
و این در حالی ست که احتمالا شما و اطرافیانتان، بر این باورید که کوه شکافته اید و به خاطر این عمل محیر العقول به خود استراحت هم داده اید. که براستی اگر اینگونه باشد، وای بر ما، وای بر ما، . اما لازم میدانم چند نکته را در خصوص نطق تان به عرض برسانم.
نخست. جناب آقای دکتر گودرزی، اینطور که به نظر میرسد قرار نیست شما از مردم، با مردم و درد مردم باشید. این چیزی نبود که ملت در پی ش بودند. از شواهد نیز چنان بر می آید که چندان هم اعتقادی به قانون مدون و مجلسی که قرار بود در راس امور باشد ندارید . مانده ام که چطور و بر چه اساسی به شما اعتماد کردیم.
با این شیوه چطور میخواهید مانع از بی قانونی ها و رویه های ناصوابی بشوید که طی چندین سال اخیر موجب تضییع حقوق مردم در همه جای ایران و به خصوص شهرستان های کوچک نظیر ممسنی گردیده است. درد هایی که در رگ و پی این ملت رسوخ کرده و از درون میکاهدشان، دردهایی که بخش عمده ی آن ربطی به کشورهای بیگانه و تحریم ها ندارد و همه ناشی از بی قانونی ها، رانت ها، و…. دست یازیدن ها به بیت المال است، که همگی درد مشترک ایرانیان بوده و این دردها را، درمانی جز همت، حمیت، غیرت، شرافت و شجاعت نمایندگان ملت، نیست. که شوربختانه گویا شما،یا خدای ناکرده فاقد این صفات هستید،( وگرنه روخوانی از متنی بی بار، بی مغز و متملق، از عهده ی هرکسی که سواد خواندن داشته باشد، بر می آید). یا هم اصولا اعتقادی به درد و رنج مردم ندارید و در پی منافع شخصی هستید. که در آن صورت داغ بر دستانمان باد. که شما را انتخاب کردیم.
القصه سالی که نکوست از بهارش پیدا ست.
دوم. جناب دکتر، بی قانونی و بی احترامی به قانون از عدم حساسیت های کوچک شروع میشود، که گویا برای شما چندان اهمیتی ندارد، و عدم رعایت وقت قانونی مؤید این سخن است، شما که از قبل می دانستید، پنج دقیقه بیشتر وقت سخن گفتن ندارید. چرا نتوانستید حرف های اصلیتان را در این زمان بیان کنید؟
براستی شما که از پس مدیریتٍ و زمان‌بندی پنج دقیقه ای سخنرانیتان بر نمی آیید چگونه میتوان به عملکردتان امیدوار بود؟ آیا واقعا کار دشواری ست قبل از حضور در پشت تریبون مجلس، در دفتر کارتان متن نوشته شده را با مدت زمان پنج دقیقه ای هماهنگ کنید ؟
سوم. شما تقریبا دو دقیقه ی اول را صرف هیچ کردید، و این باعث شد هم بی قانونی کنید و هم اصل سخنتان در میان تذکرات پی در پی ریس جلسه که باعث شرمندگی بود، گم شود. و در عجبم که آیا براستی کسی بخاطر حذف دو دقیقه ی اول و گذشتن از تعارفات، بر شما خورده میگیرد؟
باور کنید مجلس جایگاه سلامها، درود ها، تبریک ها، تسلیت ها و تهنیت ها نیست، آنهم زمانی که شما فقط پنج دقیقه فرصت دارید، حذف این تعارفات، کسی را در هیچ جایگاهی متعرض شما نمی سازد و بر شما خورده نخواهد گرفت. برادر من، روا نیست که از کل پنج دقیقه وقتی که نصیب مردم ممسنی در میان ده ها شهر و شهرستان گردیده ست، اینچنین استفاده کنید، که هم نتوانید سخن اصلیتان را عنوان کنید و هم مجبور به بی قانونی شوید.
چهارم. جناب آقای گودرزی شجاعت این نیست که شما فراتر از حق قانونی پنج دقیقه ای خود، گلو پاره کنید و مدام مورد تذکر قرار گیرید. آنهم بخاطر متنی فاقد ارزش، و باعث شوید که امثال من احساس حقارت کنند.
شجاعت یعنی استفاده از حقوق حقه و قانونی شما، که موظف به انجام آن هستید، شجاعت یعنی بدون خارج شدن از حیطه ی مشخصه ی قانون، با تمام توان مطالبه ی حق نمایید. حقی که سالها در میان خیل عظیم آقا زاده ها و نور چشمی ها پایمال می شود. حقی که ما بخاطرش شما را برگزیدیم تا از آن دفاع کنید.
نه من و به گمانم نه هیچ یک از مردم ممسنی و رستم انتظار انجام کار فرا قانونی از شما نداشته و نداریم، اما من به شخصه حق خود میدانم که از شما بپرسم چرا دو دقیقه از پنج دقیقه ی من را صرف هیچ کردید؟ چرا از پنج دقیقه ی من استفاده ی شایسته نکردید در دفاع از حقوق ملت؟ چرا هیچ اشاره ای به اعمال فرا قانونی نهاد ها و اشخاص نکردید؟ که وظیفه ی شماست. علاوه بر اینها، بی قانونی شما در عدم رعایت وقت، و تذکرات چند باره ی رئیس جلسه، لطمه به حیثیت ممسنی و رستم است و باعث تاسف. و اینکه احیانا دیگرانی نیز چنین میکنند دلیلی موجهی برای انجام آن از طرف شما نیست.
پنجم. جناب دکتر چنانچه مایلید که تعریف درستی از شجاعت عینی ببیند، در اطرافتان در همان مجلس، نیک بنگرید ، از همان تبار و ریشه ی لری ما، جناب دکتر صادقی نماینده ی محترم مردم تهران، مصداق بارز و عینی شجاعت، شرافت و قانون مندی ست، که باید سرمشق تمامی نمایندگانی باشند که نمی دانند این خرقه از چه روی بر قامت آنان پوشانده شده است.
در آخر به شما که خود را خدمتگذار مردم خواندید توصیه میکنم یا تغییر رویه دهید و بجای تعارفات بی ارزش، بر مدار حق و حق طلبی برگردید
یا اگر مقدورتان نیست به هر دلیلی این خرقه برکنید و اعلام کنید که نماینده ی خویشید. که ما را نبودن با بودنی اینچنین توفیر نیست.
با سپاس _احسان محمدی
همچنین مهدی محمودی با انتشار یادداشتی در شبکه های اجتماعی در دفاع از نماینده ممسنی و رستم پاسخ وی را داده است که به شرح زیر میباشد.
مهی محمودی:درست یک روز پس از نطق منطقی و حساب شده دکتر مسعود گودرزی در مجلس شورای اسلامی که باعث تحسین خیلی از کارشناسان و مردم شهرستان نیز شد، یادداشتی در فضای مجازی با تیتر “نامه ی دوم به دکتر گودرزی” منتشر شد. عنوان این مکتوب اندکی جلب توجه میکرد و اینجانب هم آنرا خواندم. در ابتدا و پیش از شروع خواندن متن، گمانم بر این بود که احتمالا فردی از همشهریانم لطف نموده و نکات مهم و حساسی را خطاب به نماینده ی محترم نگاشته است که میتواند مورد توجه ایشان قرار گیرد و از این رهگذر نیز منفعتی نصیب مردم بشود. انتظار متنی متین، منطقی، علمی و کارشناسانه را میکشیدم. عنوان مکتوب، ناخوداگاه چنین انتظاری را ایجاد کرده بود…
ابتدا از آخر شروع کردم. نام نویسنده کاملا آشنا بود. بیشتر کنجکاو شدم. مخصوصا اینکه میدانستم نویسنده ی متن چند صباحی است خارج از ایران تشریف دارند. با خود گفتم احتمالا تجربه ی گرانبهایی از غرب را در این نامه به ما مردم محروم و رنجدیده منتقل میکنند. خلاصه، با چنین ذهنیتی شروع به خواندن کردم.
همان پاراگراف اول، کافی بود تا تمام امیدواریها بر باد برود! مابقی مطلب را نیز خواندم. ولی نه نکته ای مفید در آن دیدم و نه انتقال تجربه ای از غرب، نه منطق و متانت و نه پشتوانه ای فکری.
هر چند که حق طبیعی هر فردی است که انتقادات خود را بصورت منطقی و مؤدبانه بیان کند و انتظار داشته باشد که مسئولان و مدیران در هر رده ای به آنها توجه کنند و خود را به عنوان خدمتگذار مردم، در مقام پاسخگویی بدانند، ولی منتقدین هم باید به این نکته توجه کنند که نقد کردن بی شک با مجادله، هتاکی و بی حرمتی متفاوت است. نکته ای که متاسفانه در این متن رعایت نشده بود.
از طرفی نویسنده محترم متن، به جای توجه به محتوای نطق که بیانگر مطالبات به حق مردم بوده است، بدجوری نگران بخش اول صحبتهای دکتر گودرزی در نطق روز یکشنبه در مجلس شورای اسلامی است. البته انگار نگران تنظیم زمان صحبتهای نماینده ی محترم هم بوده است. چه نگرانیهای مهمی!! چه دغدغه های عمیقی!! خداوند به ایشان مدد رساند تا بتواند چنین دلمشغولی های طاقت فرسایی را به سلامتی تحمل کند!
اعتراض به اینکه دو دقیقه زمان _ البته ایشان ظاهرا گذر زمان را دوبله حس میکنند_ در ابتدای نطق نماینده محترم صرف تعارفات (به زعم ایشان البته) گردیده است، تنها نکته ی به ظاهر توسعه ای است که در این نوشتار وجود دارد و قابلیت توجه دارد! درست است که توجه به زمان و اهمیت دادن به آن از محوری ترین مولفه های توسعه است، اما چنین هشدارهایی زمانی مضحک میشوند که اولا نویسنده زمانی بسیار بیشتر از این مقدار را صرف تهیه ی یک توهین نامه نموده است و مجموع زمانی که مخاطبان هم با خواندنش هدر میدهند را هم اگر به آن بیافزاییم، به خوبی واضح است که داستان مضحک تر هم میشود.
از سویی دیگر، نوشتن آن هم با وجود مخاطبان آگاه و نکته سنج امروزین، الزاماتی دارد که بی توجهی به این الزامات آثار و پیامدهای منفی به دنبال خواهد داشت. شخصا نمیدانم چه اصراری است بر قدم نهادن در وادی که اهلیتش را نداریم.
احتمالا این هم از عوارض سطحی‌زدگی ناشی از فضای مجازی و ابزارهای نوین ارتباطی است. ابزارهایی که قدرت تفکر را چنان از ما گرفته که در توهم “همه چیز دانی” دچار بی‌اختیاری در قضاوت می شویم!
عرض خود بردن و زحمت دیگران داشتن که هنر نیست. بلکه نشانه ای است از عدم خودآگاهی نسبت به خویشتن و زمینی که بر آن پای نهاده میشود.
دست به قلم بردن، حرمت دارد. قلم، حرمت دارد. نقد، حرمت دارد. عرصه ی عمومی، جایی برای تمرین نوشتن نیست. بلکه نویسنده عصاره ی تمام آموختنی هایی است که طی سالیان متمادی آموخته است. نویسنده ای که نگارشی نامحترمانه دارد یا به رسالت نویسندگی اشراف ندارد و یا اصولا نوشتن را بلد نیست. چگونه نوشتن، انعکاسی از چگونه زیستن است.
اما نکته پایانی؛اگرچه با یک نطق با محدودیت زمانی ۵ دقیقه ای کار ممسنی و رستم به سامان نمی رسد، اما بیان گوشه ای از مسائل و مشکلات بیشمار شهرستان، از یک تریبون رسمی و پر مخاطب؛ خواسته‌های به حق مردم شهرستان را با صدای بلند به گوش مسئولان رساند و انشاء الله این خواستهای عمومی با تداوم حمایتهای مردم و پیگیری نماینده فعال شهرمان به سرانجام خواهد رسید.
برای پیشرفت و توسعه همه جانبه‌ی شهرمان نیاز به یک عزم همگانی داریم.از نماینده شهرمان حمایت کنیم…

منبع: خبرنورآباد

اخبار مرتبط


ارسال دیدگاه